رسته‌ها

آخرین دیدگاه‌ها

سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال‌ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
در این دنیای بزرگ جایی هم آخر برای تو هست راهی هم آخر برای تو هست در زندگانی را که گل نگرفته اند
در باز شد و او با فانوسش به درون وزید...! زیباییِ رها شده ای بود و من دیده به راهش بودم!
[b]دیری چشم به راهمان می گذارد، با این همه چه زود فرو می ریزد روح شکوفه های گیلاس... نوروز نود و هفت.[/b]
جهنمی بدتر از آن نیست که مدام بیاد بیاوری بوسه ای را که اتفاق نیفتاده است
کاربر گرامی!
امکان خرید اشتراک از خارج کشور ایران، با استفاده از حساب پی‌پال فراهم شده است.